Lead

Dec 9 09 6:04 PM

Tags : :

ضرب المثل های محلی شهرستان دیر روستای الی جنوبی

اشتر و دراخو

تا سيزن نزني دروش جاش نيشت

واي مرگ واي پس از مرگ

مرده شور ضامن بهشت ني

شو دراز و كلندر بيكار

خيا از دو بلگش پيدان

آسوده كسي كه خر نداره از كاه و جوش خبر نداره

خر پير اوسار رنگي

خر خسته و صاحب ناراضي

خر كه جوش زياد شد كپ صاحبش مي ده

سياه گر سرخ پوشد خر بخندد سياهي با سفيدي نقش بندد

عاقلان از بهر تاريكي نگه دارند چراغ

دير شتر بخواب تا خواب آشفته نبيني

تو كه لالا دني خوابت نيايد

كه ايشم پلنگ ايات دريا ايشم نهنگ ايات

درخت بي ثمر گز هم بلندن

آسه بيا آسه برو كه گربه شاخت نزنه

كه پليل واوت دريا كماچ

آسيو به نوبت

بچه ي يكي دنگن يا گنا

سرم بشكه نرخم مشكه

سلام لر بي طمع ني

كاچي بعض هيچي

هم فال و هم تماشا

هر چي سنگن سي پلنگن

سيزني سي خوت بزه دروشي سي مردم

مرافه اول بعض صلح آخر

سوار خر مردم آخرش پياده ن

هرجا آشن كچل فراشن

مهمون چيش مهمون نداره صاحبخونه چيش هر دوتاش

گپ گپ مياره

كاري بكو بهر ثواب نه سيخ بسوزه نه كباب

سنگ گت نشونه نزدنن
درد گرو دواش خنن
مار برش پيدم اش نيسن پيدم در كلش سوز آميت
ماهي كه بگندد نمكش مي زنن واي به روزي كه بگندد نمك
پليل كه سردايي بازي بچ با را وامبيت

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 9:54 توسط سلیمان قایدی | نظر بدهید



ضرب المثل

كله گنجشكي خورده : خيلي پر حرف است

كم بخور هميشه بخور: يعني هميشه يك شيوه قناعت را پيشه كن مانند قناعت توانگر كند مرد را

كلاه به سر كسي گذاشتن : گول زدن

كار حضرت فيل است : كاري بسيار دشوار است

كار از محكم كاري عيب نمي كنه : در كار بايد ريزبين ودقيق باشيم

كف گيرش به ته ديگ خورده : چيزي در بساط نداره

كاسه شكسته به حالت اول بر نمي گردد : يعني هر قدر هم كه چيزي خيلي ماهرانه تعمير گردد باز خاصيت اوليه خود را ندارد

كجا شال كلاه كردي : منظور آن است كجا مي خواي بروي

كله اش باد داره : يعني حرف هاي بزرگ مي زند وفكرهاي خطر ناكي در سر دارد

كه كاشت كه درو كرد : يعني معلوم نيست كه شروع كنده كار وتمام كنده كار يك نفر باشد

كي مرده وكي زنده : يعني از عمر خود خبر نداريم ونمي توانيم زمان آن را پيش بيني كنيم

گاو بي شاخ ودم : يعني انسان قوي هيكل دارد

به كوچه علي چپ زدن : با چربي زباني موضوع گفتار را عوض كردن

براي شيطان پاپوش مي دوزد : خيلي مزر وحيله گر است

پولش از پارو بالا مي رود : يعني داراي زياد دارد

بچه سنجاب زاييده سنجاب است : گندم از گندم رويد جو از جو

پايان شب سيه سپيد است : مثل از پي هر گريه آخرش خنده اي است

تابه آب نزني شناگر نمي شوي : تادست به كار نزني آن را ياد نميگيري

توي دهن شير مي رود : ناشي از شجاعت ودلاوري است

تنت راچرب كن : خودت را آمده كار هر گونه كار سخت ودشواري بكن



جوجه را آخر پاييز مي شمارند : يعني حساب سود را آخر كار مي كنند

جيبش را تار عنكبوت گرفته : مواقعي گفته مي شود كه كسي بي پول باشد

چشم باز را در آوردن : يعني خريد جالب نكردن

چهار ميخ كردن : يعني محكم كردن

چيزي كه عوض داره گله نداره :اين كار به آن كار در

چيزي بارش نيست : ساده لوح بودن

يا زنگي زنگ باش يا رومي روم : بر يك عقيده پا بر جا باشد

يك پا پيش ويك پا پس گذاشتن : يعني بين دوراهي بودن

يك مو از سر خرس غنيمت : از مردم حسابگر ، كمترين سود بردن هم غنيمت است

يك دست صدا نداره : پيروزي در سايه اتحاد وهمكاري است

هر خاتوني يك جور آش مي پزه : يعني همه ي اتفاقات و حوادث يك جور رخ نمي دهد

هر چه از خوبي او بگم كم گفته ام : يعني قادر به شمردن خوبيهاي او نيستم

هر جا را ببري خون بر مي آيد : يعني شرايط براي همه يكسان است

هر دو سرش منفعت است : از هر طرف كه اقدام كني برايت نفع دارد

هيچكس نمي گه ما ست من تر شه : همه خود را بي عيب مي دانند

هر كه بامش بيش برفش بيشتر : هر كس ثروتمند تر است گرفتار تر است

هرپستي بلندي دارد : بعد از هر سختي آساني است

نقل مجلس صحبت اوست : منظور آنست همه جا در بارهي او سخن مي گويند

نه سيخ بسوزه نه كباب : عدالت رعايت كن

نونش تو روغن است : كارو بارش خوب است




+ نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 10:57 توسط سلیمان قایدی | نظر بدهید



هركه بامش بيش برفش بيشتر

مي گو نرن مي گو بدوشش

خرما از كره گي دم نداشت

كچل اگه دواش بي سر خوش اش مي زد

مور چن كه كله پاچش چه بشد

آش كش دولتن بخري پاتن نخري پاتن

بچيل را آخر پا ييز مي شمارند

مرغ همسايه يك پا داشت

يك دست صدا نداره

حسني به مكتب نمي رفت اگه مي رفتم جمعه مي رفت

اگه لا لا يي بلد بدي خوت خوايشتي
اشگت دي قربون چشي بادميت بشم اشگت دي بادم ات نيسن

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 18:9 توسط سلیمان قایدی | نظر بدهید



آشپز که دوتا شد آش شور میشه یابی نمک موش توی سوراخ نمی رفت جاروبه دمش می بست
دیگ به دیگ می گوند ریت سیه

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 11:57 توسط سلیمان قایدی | نظر بدهید



توره دستش به انگور نمی رسید می گفت ترشن
او شری نه مال خرن
هر که خربزه می خوره باید پای لرزش بایسته
او که از سر گذشت سر خیس آمید
تا نرنبد تلی پر نامید کلی
گوز چکارش چهار شنبن


+ نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 11:48 توسط سلیمان قایدی

Nick